زبان گسسته

متضادها

گویا

فرهنگستان زبان و ادب

{isolating language} [زبان شناسی] زبانی غیرتصریفی که در آن ریشه ها تغییرناپذیرند و برای نشان دادن روابط دستوری از ترتیب کلمات استفاده می شود

ویکی واژه

حوزه: [زبان‏شناسی]
زبانی غیر تصریفی که در آن ریشه‌ها تغییرناپذیرند و برای نشان دادن روابط دستوری از ترتیب کلمات استفاده می‌شود.

جمله سازی با زبان گسسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شود کلید در خلد بی طلب فردا به عرض حال زبان گسسته لال شود

💡 پس از شنیدن آن خبر تکان‌دهنده و غیرمنتظره، او برای مدتی دچار حالت زبان گسسته شد و نتوانست حتی یک کلمه ساده از دهان خود خارج کند.

💡 در ادبیات کلاسیک، شاعر از زبان گسسته در برابر عظمت طبیعت و زیبایی‌های بی‌کران جهان صحبت می‌کند که ناتوان از توصیف دقیق آن‌هاست.

💡 برخورد با یک موقعیت بسیار عجیب و غریب، گاهی باعث می‌شود انسان دچار زبان گسسته شود و توانایی بیان آنچه در ذهن می‌گذرد را از دست بدهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران