زاقدان

زاقدان یک ترکیب اسمی در زبان فارسی است که در منابع معتبر لغوی مانند برهان قاطع و آنندراج به ثبت رسیده است. این اصطلاح به معنای دقیق آن، به اندام یا محلی اطلاق می‌شود که محل قرارگیری و رشد جنین است؛ از این رو، به جایگاه نطفه در بدن اطلاق می‌گردد. این مفهوم از نظر عملکردی با واژه‌های بچه‌دان و زهدان هم‌معنی بوده و در ادبیات کهن فارسی برای اشاره به این عضو حیاتی به کار می‌رفته است. همچنین، در منابع دیگر به این محل به تعبیر عربی آن، یعنی رَحِم، نیز اشاره شده است.

از منظر زیست‌شناختی، زاقدان یا همان رحم، اندامی عضلانی و توخالی در دستگاه تناسلی زنان است که وظیفه اصلی آن پرورش جنین از لحظه لقاح تا زمان تولد است. این مفهوم نشان‌دهنده اهمیت تاریخی زبان فارسی در نام‌گذاری دقیق اعضای بدن است. توصیف دقیق این واژه به عنوان قرارگاه نطفه در شکم بر اساس شرفنامه منیری، تأکید می‌کند که درک ساختار بدنی و فرآیند تولید مثل از دیرباز در فرهنگ لغت‌نویسی فارسی مورد توجه بوده است و هر یک از این اصطلاحات، کارکرد این عضو را به شکلی شاعرانه یا توصیفی بیان می‌کرده‌اند.

لغت نامه دهخدا

زاقدان. ( اِمرکب ) بچه دان و زهدان را گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). قرارگاه نطفه در شکم که آن را زهدان نیز گویند و بتازیش رحم خوانند. ( شرفنامه منیری ). و رجوع به زاق و زهدان و رحم شود.

فرهنگ معین

(اِمر. ) بچه دان، زهدان.

ویکی واژه

بچه دان، زهدان.

جمله سازی با زاقدان

💡 فکر باش نطفه و دل زاقدان دل چراغی هست فکرت زیب آن

💡 قوش قوان دا ایله بیل که قاباندی قورد اوزاقدان دیر بس که چوباندی