فرهنگ معین
(رِ لِ ) [ انگ. ] (اِ. ) فعالیتی خودکار یا غیرارادی که از طریق مدارهای عصبی نسبتاً ساده روی دهد، بی آن که لزوماً شعور در آن دخالت داشته باشد، بازتاب. (فره ).
(رِ لِ ) [ انگ. ] (اِ. ) فعالیتی خودکار یا غیرارادی که از طریق مدارهای عصبی نسبتاً ساده روی دهد، بی آن که لزوماً شعور در آن دخالت داشته باشد، بازتاب. (فره ).
واکنش خاصی که گاه در مقابل تحریکاتی در بعضی از گیاهان یا جانوران به وجود می آید.
فعالیتی خودکار یا غیرارادی که از طریق مدارهای عصبی نسبتاً ساده روی دهد، بی آن که لزوماً شعور در آن دخالت داشته باشد، بازتاب. (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تناس دروازه بان مطمئنی است که شجاعانه از دروازه خود محافظت می کند، دارای رفلکس های عالی و توانایی بازی با توپ است. او یک رهبر در زمین، و یک ارتباط قوی است که دائما نظرات خود را به هم تیمی هایش منتقل می کند.
💡 منطبق بر مسیرهای سیستم عصبی نیست، اگرچه رفلکسها نرمال است. فاسیکولاسیون و تحلیل عضلات وجود ندارد و نوار
💡 بر اساس توصیف انجمن ملی اختلالات عصبی و سکتهٔ مغزی، نوزادانی که با این اختلال زاده میشوند، معمولاً نابینا، ناشنوا و بیهوش بوده و درد را احساس نمیکنند و با اینکه ساقهٔ مغز در آنها وجود دارد، فقدان عملکردهای مغزی مانند هوشیاری و عملکردهای رفلکسی مانند تنفس و پاسخدهی به صدا و لمس در آنها نمود ندارد.
💡 افکس توئین تاکنون آثارش را بهوسیلهٔ ناشرهای رفلکس، وارپ، آر اند اس، سایر، مایتی فورس، ربیت سیتی، و من رکوردز منتشر کردهاست.