لغت نامه دهخدا
رطیل. [ رُ طَ ] ( ع اِ ) رتیل. رتیلا. رطیلا. دلمک. دلمه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
رطیل. [ رُ طَ ] ( ع اِ ) رتیل. رتیلا. رطیلا. دلمک. دلمه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وین بتر از عقرب و مار و رطیل حملهور آید سوی ما، خیلخیل