کلمهی «رشادت» در فارسی به معنای شجاعت، دلیری و از خودگذشتگی فرد در مواجهه با خطر، تهدید یا سختیها است و بار معنایی آن کاملاً مثبت و تحسینآمیز است. رشادت میتواند در موقعیتهای مختلف، از میدانهای جنگ و نبرد گرفته تا حوادث طبیعی، فعالیتهای اجتماعی یا حتی تصمیمگیریهای دشوار زندگی روزمره، نمود پیدا کند و نشاندهندهی روحیهای است که در برابر سختیها مقاومت میکند و از دیگران حمایت مینماید. در ادبیات فارسی و متون تاریخی، رشادت معمولاً با انجام کارهای بزرگ و فداکاری همراه است و افراد رشید و دلیر به خاطر اقدامهای شجاعانهشان مورد تحسین قرار میگیرند. این ویژگی نه تنها به قدرت فیزیکی، بلکه به شهامت اخلاقی و روانی نیز اشاره دارد و بیانگر توانایی انسان در مواجهه با ترس، تهدید یا مشکلات پیچیده است. در مکالمات روزمره، وقتی گفته میشود کسی رشادت دارد، منظور این است که او از خودگذشتگی، شجاعت و دلیری لازم برای انجام کارهای سخت را دارد و نمیترسد. از نظر معنایی، این کلمه با واژههایی مانند شجاعت، دلیری، فداکاری، جسارت و از خودگذشتگی هممعنی است و در متون ادبی، تاریخی، اجتماعی و اخلاقی کاربرد گسترده و بار معنایی بسیار مثبت دارد.
رشادت
لغت نامه دهخدا
رشادت. [ رَ دَ ] ( از ع، اِمص ) راستی. ( ناظم الاطباء ). به راه راست بودن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). || قدرت و شجاعت و استعمال قدرت.( ناظم الاطباء ). این صیغه را در لغت نیافتم و بر فرض وجود، معنیی که در تداول ما به آن می دهند یعنی دلیری و شجاعت و جسارت هیچ در این ماده نیست. ( یادداشت مؤلف ). رشادت که به معنی شجاعت و دلیری استعمال می شود از مصادر ساختگی است، در کتب لغت رشاد بدون تاء است و آن هم به معنی رستگاری است نه دلیری. ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال 1 شماره 5 ). || سختی و درشتی آمیخته با رحم و شفقت. ( ناظم الاطباء ).
رشادة. [ رَ دَ ] ( ع اِ ) سنگ بزرگ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صخرة. ( اقرب الموارد ). || سنگی که پر کند کف دست را. ج، رَشاد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(رَ دَ ) [ ازع. ] (اِمص. ) دلیری، شجاعت.
فرهنگ عمید
دلیری، دلاوری، شجاعت.
فرهنگ فارسی
دلیری، دلاوری، شجاعت
( اسم ) ۱ - دلیری دلاوری شجاعت. ۲ - استعمال قدرت. توضیح: این کلمه از مصادر ساختگی است و در کتب لغت معتبر عربی [[ رشاد ]] آمده و آنهم به معانی دیگر ( رشاد ) نه به معنی فوق.
راستی. به راه راست بودن.
ویکی واژه
دلیری، شجاعت.
جمله سازی با رشادت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفاخره در اصل برشمردن صفات جنگجویانه و ذکر رشادتها و پهلوانیها بودهاست و بعدها بیان کمالات معنوی هم در آن جای گرفتهاست.
💡 احمد منازعه بر سر فارس را یکسره کرد و در آن رشادتهای زیادی از خود نشان داد، و بدین وسیله اعتبار بسیاری کسب نمود. در این زمان کرمان به سرعت در برابر وی سقوط کرد ولی با مقاومت قبایل قفص و بلوچ مواجه گشت.
💡 بر اقلیم رشادت خواجگی الحق ترا زیبد که بر تخت نیابت افتخار خواجگان هستی
💡 میش و پشه کبک و هره گر نظر یابند ازو هر یکی یابند تایید و رشادت بی گمان
💡 در سن چهاردهسالگی به فوج گارد سوار قزاق انتقال یافت و با درجه گروهبان دومی، وکیلباشی (قائممقام) فوج گارد سوار شد. امیراحمدی در چند زد و خورد داخلی شرکت کرد و چون رشادت، تهور و قساوت وی مورد توجه فرماندهان قرار گرفت، تا درجه سرهنگی ارتقا مقام یافت.