لغت نامه دهخدا
رخت برگرفتن. [ رَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) یا رخت برگرفتن از جایی. رفتن. کوچ کردن. رحلت کردن. ( یادداشت مؤلف ). استقلال. ( منتهی الارب ). سفر کردن:
رخت برگیر از این سرای کهن
پیش از آن کایدت زمانه فراز.سنایی.
رخت برگرفتن. [ رَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) یا رخت برگرفتن از جایی. رفتن. کوچ کردن. رحلت کردن. ( یادداشت مؤلف ). استقلال. ( منتهی الارب ). سفر کردن:
رخت برگیر از این سرای کهن
پیش از آن کایدت زمانه فراز.سنایی.
( ~. بَ. گِ رِ تَ ) (مص ل. ) کوچ کردن.
رفتن کوچ کردن رحلت کردن
کوچ کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون از آن مرغزار آب و درخت برگرفتند سوی صحرا رخت