فرهنگ معین
( ~.لُ ) [ فر. ] (اِمر. ) = رادیولگ: پرتوشناس (فره ).
( ~.لُ ) [ فر. ] (اِمر. ) = رادیولگ: پرتوشناس (فره ).
متخصص در رادیولوژی، پرتوشناس.
پرتوشناس، متخصص درتشخیص ومعالجه امراض بااشعه
رادیولگ: پرتوشناس (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این روش رادیولوژیستهای مداخلهای (و گاه عصبپرتوشناسان مداخلهای) با استفاده از وارد کردن اجسام رگبند (آمبولی) به دستگاه خونرسانی بدن، برخی رگها را مسدود میکنند.
💡 آلن ال هارت (همچنین با نام رابرت آلن بامفورد جونیور نیز شناخته میشود) پزشک، رادیولوژیست، پژوهشگر سل، نویسنده و رماننویس آمریکایی بود.