دِرَن

این کلمه به آندره دِرَن، نقاش، تندیس‌گر و طراح صحنه فرانسوی اشاره دارد که بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۵۴ زندگی می‌کرد و یکی از رهبران جنبش فوویسم به شمار می‌رفت. آثار اولیه دِرَن نزدیک به سبک فوویسم بودند و او مانند هم‌نسلان خود، از جمله هانری ماتیس و موریس دو ولامینک، چشم‌اندازها و پیکرها را با رنگ‌های خالص و ضربه‌های شکسته قلم‌مو به تصویر می‌کشید. در سال ۱۹۰۸ و تحت تأثیر پل سزان، نقاش برجسته سبک پسادریافتگری، دِرَن فوویسم را کنار گذاشت و به تجربه‌های کوبیسم روی آورد. از دهه ۱۹۲۰، نقاشی‌های او بیشتر به سبک نوکلاسیک گرایش پیدا کردند و آثار برهنه‌نگاری، تک‌چهره و طبیعت بی‌جان، بازتاب‌دهنده ترکیب موزون و معماری‌شده رنگ‌ها و فرم‌ها شدند. در آثار دِرَن تلفیقی از سبک‌های مختلف دیده می‌شود و در عین حال او به هیچ مکتب خاصی منسوب نیست، چرا که همیشه خلاقیت شخصی و احتیاط در استفاده از رنگ‌ها را در اولویت قرار داده است. آثار او علاوه بر ارزش هنری، نشان‌دهنده تحول سبک نقاشی معاصر فرانسه در اوایل قرن بیستم است و نقش برجسته‌ای در تاریخ هنر مدرن دارند. تلفیق رنگ‌های خالص و ترکیب‌های معماری در آثار او باعث شد نقاشی‌هایش هم از نظر بصری و هم از نظر تکنیکی متمایز شوند. سبک او نمونه‌ای از حرکت هنرمندانه بین نوآوری و سنت است و نشان‌دهنده اهمیت تجربه شخصی در شکل‌دهی به هنر معاصر است. وی نه تنها در نقاشی، بلکه در تندیس و طراحی صحنه نیز آثار قابل توجهی خلق کرد که با ذوق و مهارت فنی او هماهنگی داشتند.

لغت نامه دهخدا

درن. [ دَ رَ ] ( اِ ) زرو. زالو. زلو، و آن جانوری باشد که خون از اعضای آدمی بکشد. ( از برهان ). زلو، و آن کرمی است آبی که خون می مکد. ( غیاث ). علق. ( ناظم الاطباء ).
درن. [ دَ رَ ] ( ع مص ) چرکین گردیدن و ریمناک شدن. ( از منتهی الارب ). شوخگن شدن.( المصادر زوزنی ). چرک شدن و یا آلوده به چرکی شدن. ( از اقرب الموارد ). شوخی. || آلوده گردیدن دست به چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
درن. [ دَ رَ ] ( ع اِ ) ریم و چرک. ( منتهی الارب ). ریم تن. ( دهار ). وسخ. ( از صراح ). خاز. ( مهذب الاسماء ). شوخ. چرکی و یا آلودگی به چرکی. ( از اقرب الموارد ).
- ام درن؛ دنیا. ام دفر. ( از اقرب الموارد ). || اصل. || جای باش. ( منتهی الارب ).
درن. [ دَرَ ] ( اِخ ) کوهی است به بربر غربی. ( منتهی الارب ).
درن. [ دَ رِ ] ( ع ص ) ریمناک و چرک آلوده. ( منتهی الارب ). خازگن. ( مهذب الاسماء ). || جامه چرک آلوده و دَرَن دار. ( از اقرب الموارد ). || جامه کهنه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آلوده به چیزی، گویند: هو درن الیدین، و یداه درنتان بالخیر، و أیدیهم دِران؛ یعنی به خیر پیوسته است گویی که آلوده به آن است. ج دِران. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
درن. [ دِ رَ ] ( اِخ ) آندره ( 1880 - 1954 م. ). نقاش فرانسوی. زمانی کارهایش به سبک فویسم نزدیک بود اما بطور کلی بهیچ مکتبی منسوب نیست و در عین حال تلفیق موزونی از سبک های گوناگون در نقاشیهای او دیده میشود و ترکیب های معماری و احتیاط در بکار بردن رنگهااز خاصه های نقاشی اوست. ( از دائرةالمعارف فارسی ).
درن. [ دُ ] ( اِخ ) از خاورشناسان است و در زبان مازندرانی مطالعاتی دارد.

فرهنگ معین

(دَ رَ ) [ ع. ] (اِ. ) چرک، ریم.

فرهنگ عمید

چرک، ریم.

فرهنگ فارسی

نقاش فرانسوی (و.شاتو۱۸۸٠ - ف. ۱۹۵۴ م. ) وی بسوی قسمتی ازکلاسیسیم توجه داشت.
( اسم ) چرک شوخ.
از خاور شناسان است و در زبان مازندرانی مطالعاتی دارد

دانشنامه عمومی

درن (اوبرنوواتس). درن ( به صربی: Dren ) یک منطقهٔ مسکونی در صربستان است که در اوبرنوواتس واقع شده است. درن ۲۰٫۰۹ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۱۱۳ نفر جمعیت دارد.
درن (جراحی). درن ( به انگلیسی: Drain ) وسیله ای متنوع جهت تخلیه ترشحات در انواع جراحی بوده و اساس کارش بمانند دستگاه ساکشن است.
• جلوگیری از تجمع ترشحات ( خونابه، چرک و سایر عوامل مؤثر در عفونت )
• جلوگیری از بوجود آمدن حفره هوایی ( وجود فضای مرده )
• جهت نمونه گیری از ترشحات
• درن با سیستم تخلیه ای بسته
• درن با سیستم تخلیه ای باز
در این روش، منبع جمع آوری ترشحات به مکان اصلی ( بافت ) متصل بوده و می توان میزان ترشحات را اندازه گیری کرد. بدلیل بسته بودن سیستم، مسیر انتقال ترشحات از بافت به منبع، سترون می باشد و این موضوع باعث کاهش عفونت زایی خواهد شد.
• هموواگ
• لوله T
در این روش درن با پانسمان و گاز در تماس می باشد، درنتیحه احتمال ایجاد عفونت در آن به مقدار زیادی بالا خواهد بود.
• درن پن رز
• درن شیار

ویکی واژه

(مشهدی، نگارش گویش‌نما) دارند