ده ودار

لغت نامه دهخدا

ده و دار. [ دِ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( مرکب از ده = بزن + واو عطف + دار = نگهدار ) داروگیر و غوغا و هنگامه و معرکه و آوازمبارزان. ( از ناظم الاطباء ). همهمه جنگ. بزن و بگیرو نگهدار. ( یادداشت مؤلف ). داروگیر و کر و فر. ( ازبرهان ) ( آنندراج ) ( از شرفنامه منیری ):
برآمد ده و دار و بند و بکش
نه با اسب جان و نه با مرد هش.فردوسی.از ایران ده و دار و بانگ و خروش
فراوان ز هر شب فزون بوددوش.فردوسی.خروش آمد از لشکر هردو سوی
ده و دار گردان پرخاشجوی.فردوسی.برآمد ده و دار از هر دو سوی
ز گردان جنگی پرخاشجوی.فردوسی.- ده و دار و گیر؛ بزن و نگه دار و بگیر. غوغای جنگ. ( یادداشت مؤلف ):
برآمد ز هر سو ده و دار و گیر
درخشیدن تیغ و باران تیر.فردوسی.برآمد ز لشکر ده و دار و گیر
بپوشید روی هوا پر تیر.فردوسی.برآمد ده و دار و گیر و گریز
ز هر سو سرافشان بد آن برگ ریز.اسدی.|| جاه و جلال. ( از ناظم الاطباء ). || نخوت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دِ هُ ) (اِمر. ) داروگیر، کروفر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دار و گیر کرو فر.

ویکی واژه

داروگیر، کرو

جمله سازی با ده ودار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان زخم گوپال وباران تیر خروش یلان بر ده ودار وگیر

💡 آبگرم از روستاهای شهرستان مرودشت در استان فارس ایران است. این روستا در ۲۵ کیلومتری شهر مرودشت واقع شده ودارای آب وهوای معتدل و چشم‌اندازهای زیباست.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز