لغت نامه دهخدا
دستیاره.[ دَس ْت ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) دست برنجنی که از نقره و طلا باشد. ( آنندراج ). دستنبد. دستوانه. دستیانه.
دستیاره.[ دَس ْت ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) دست برنجنی که از نقره و طلا باشد. ( آنندراج ). دستنبد. دستوانه. دستیانه.
( ~. رِ ) (اِمر. ) دستبند، دست برنجن.
= دستبند
( اسم ) دستبند دست برنجن.
دست برنجن که از نقره و طلا باشد
دستبند، دست برنجن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ادریس تعدادی از ویژگیهای زبانهای برنامهنویسی عملکردی نسبتاً رایج را با ویژگیهایی برگرفته شده از دستیارهای اثبات ترکیب میکند.