درشتخوار
مترادفها
پرخور، شکمپرست، ولعآلود
متضادها
ریزخور، کمخور
لغت نامه دهخدا
درشت خوار. [ دُ رُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) درشت خوارنده. آنکه خوراک های درشت و ناگوار می خورد. رجل جشب المأکل؛ مرد بدخورش درشت خوار. ( ناظم الاطباء ). || جانوری که غذا درشت خورد. ( واژه های فرهنگستان ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) جانوری که غذای درشت خورد.
دشت خوارنده آنکه خوراک های درشت و ناگوار می خورد جانوری که غذای درشت خورد
فرهنگستان زبان و ادب
{macrophage} [زیست شناسی] گویچۀ سفید تک هسته ای بیگانه خوار درشتی که در بافت ها به سر می برد و از اجسام درشت تغذیه می کند * مصوب فرهنگستان اول
دانشنامه آزاد فارسی
دُرشت خوار (macrophage)
(یا: ماکروفاژ) نوعی یاختۀ خونی سفید یا لوکوسیت موجود در همۀ جانوران مهره دار. درشت خوارها برای زدودن باکتری ها و سایر موجودات ذره بینی، و نیز ازبین بردن بقایای یاخته ای بعد از جراحت تخصص یافته اند. این یاخته ها نیز مثل فاگوسیت ها مادۀ بیگانه را احاطه می کنند، ولی از فاگوسیت ها بزرگ ترند و طول عمر بیشتری دارند. آن ها در همۀ بدن یافت می شوند، ولی بیشتر در بافت های لنفی و پیوندی و به ویژه در شش ها وجود دارند.
ویکی واژه
گویچۀ سفید تکهستهای بیگانهخوار درشتی که در بافتها به سر میبرد و از اجسام درشت تغذیه میکند
جمله سازی با درشتخوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مونوسیتها دستهای از آگرانولویستها هستند که اندازهای بین ۱۵ تا ۲۵ میکرون داشته، گرد یا بیضی هستند و شکل هسته آنها نامنظم و دارای پیچ خوردگی و گاهی کلیوی شکل یا لوبیایی شکل است. مونوسیتها بدون گرانول بوده یا دارای تعداد کمی گرانول های ظریف هستند. مونوسیتها در مراحل اولیه واکنش ایمنی در فاگوسیتوز شرکت دارند. مونوسیت ها با خروج از خون تغییر میکنند و به درشتخوار و سلول دندریتی تبدیل میشوند.