لغت نامه دهخدا
خیس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیساندن. بسیار تر کردن: باران مرا از سر تا پا خیس کرد. ( یادداشت مؤلف ). || تر نهادن. نقع. ( یادداشت مؤلف ). در آب نهادن تا آب بخود کشد.
خیس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیساندن. بسیار تر کردن: باران مرا از سر تا پا خیس کرد. ( یادداشت مؤلف ). || تر نهادن. نقع. ( یادداشت مؤلف ). در آب نهادن تا آب بخود کشد.
(کَ دَ )(مص م. ) ۱ - مرطوب کردن. ۲ - کنایه از: شاشیدن از شدت ترس.
( مصدر ) ۱ - مرطوب کردن تر کردن. ۲ - شاشیدن ( بچه ).
bagnare
inzuppare
مرطوب کردن.
کنایه از: شاشیدن از شدت ترس.
💡 ۸. این آجرها به مدت ۲۴ ساعت نیازی به خیس کردن در آب ندارند و پاشیدن آب قبل از استفاده کفایت میکند.
💡 در این روش معمولاً از آب جهت خیس کردن نمونه استفاده میشود اما میتوان از سایر مایعات نیز جهت این کار استفاده نمود. زمان پایان آزمایش زمانیست که محلول خارج شده از سینی زیرین صاف و شفاف بوده و محتوی هیچ گونه ذراتی نباشد. این زمان به دلیل این که لازم است ذرات روی هر الک ابتدا خشک شده و سپس توزین شوند معمولاً زیاد بوده و بین ۱ تا ۲ ساعت طول میکشد. به همین دلیل استفاده از روش تر در آزمایش الک خیلی بیشتر از روشهای خشک طول کشیده و همین امر از مهمترین معایب این روش به حساب میآید.