خواجه سرا. [ خوا / خا ج َ / ج ِ س َ ] ( اِ مرکب ) سیاه یا سفید خصی کرده مر خدمت را. خصی در اندرون شاهی یا امیری. ( یادداشت بخط مؤلف ). خصی. ( ناظم الاطباء ): چنانکه همواره خواجه سرایان در درگاه سلاطین مشرق می بودند. ( قاموس مقدس ). خواجه سرایان؛ یعنی خصیان و خواجگان ایستادندی. ( تاریخ بخارای نرشخی ). و به اقطاع ببعضی از خدمتکاران و خواجه سرایان خود داده. ( تاریخ قم ص 86 ).
( ~. سَ ) (ص مر. اِمر. ) ۱ - نوکر محرم. ۲ - غلامی که خایة او را کشیده باشند.
مرد خایه کشیده یا غلام خصی شده که در حرم سرا و اندرون خانۀ بزرگان خدمت می کرده.
( صفت اسم ) ۱ - نوکر محرم چاکری که در حرم خدمت کند. ۲ - غلامی که خای. او را کشیده باشند اخته خصی.
نوکر محرم.
غلامی که خایة او را کشیده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باغ، که او خاک معنبر کند سنبل او خواجه سرای گلست
💡 همی ز سیل بهاری شود سراب چو بحر چنانکه بحر شود پیش جود خواجه سراب
💡 از خواجه سرا ببر، که افسوس بود پهلوی چنین گلی چنان ریحانی