خفه‌کن

مترادف‌ها

ساکت‌کن

لغت نامه دهخدا

خفه کن. [ خ َ ف َ / ف ِ ک ُ ] ( اِ مرکب ) آلتی است که برای کشتن بر در آتش دان آن استوار کنند تا آن آتش بمیرد. مطفاءة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خفه کن سماور؛ آلتی است که بر سر آتشدان سماور نهند چون خواهند آتش سماور بمیرانند.
- خفه کن شمع؛ آلتی که شمع را فرومیراند.

فرهنگ فارسی

آلتی است که برای کشتن آتشی بر در آتش دان آن استوار کنند تا آن آتش بمیرد.

فرهنگستان زبان و ادب

{exhaust brake, exhaust retarder} [قطعات و مجموعه های خودرو] افزاره ای در موتورهای دیزلی که ازطریق تغییر پس فشار دود سرعت خودرو را کاهش می دهد

ویکی واژه

افزاره‌ای در موتورهای دیزلی که ازطریق تغییر پس‌فشار دود سرعت خودرو را کاهش می‌دهد.

جمله سازی با خفه‌کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آرگون گازی به شدت خفه‌کننده است که در دسته گازهای خودکشی می‌باشد و تنفس این گاز بصورت متداوم، می‌تواند منجر به خودکشی عمدی یا غیرعمد شود.

💡 تکنسین‌های نظامی برای کاهش صدای شلیک گلوله‌ها و جلوگیری از شناسایی موقعیت خود، از خفه‌کن‌های مخصوص روی سلاح‌های خود استفاده می‌کنند.

💡 در فیلم‌های اکشن، استفاده از خفه‌کن بر روی اسلحه، یکی از ابزارهای رایج برای نشان دادن عملیات‌های مخفیانه و بسیار حساس پلیسی است.

💡 طراحی خفه‌کن‌های جدید به گونه‌ای انجام می‌شود که علاوه بر کاهش صدا، تأثیر منفی کمتری بر دقت و عملکرد کلی سلاح بگذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران