واژهٔ خَطِیئَة در زبان عربی، اسمی است که از ریشهٔ «خ ط ء» مشتق شده و در منابع لغوی کهن، از جمله کتاب منتهی الارب، به معنای گناه یا کاری ناروا که از روی قصد و عمد انجام پذیرد، تعریف شده است. این اصطلاح، هممعنا با واژههایی چون ذَنب و زَلَّة به شمار میرود و بر عملی دلالت دارد که متوجه کیفر و بازخاست است. این واژه در متون فارسی نیز با حفظ شکل عربی خود به کار رفته و اغلب در مفاهیم دینی و اخلاقی، اشاره به عملی دارد که با آگاهی و اراده، در تعارض با موازین شریعت یا اصول اخلاقی صورت میگیرد. جمع این کلمه به صورتهای خَطِیئَات و خَطایا صرف میشود که هر دو شکل در ادبیات فارسی، به ویژه در متون عرفانی و تعلیمی، کاربرد داشتهاند. علاوه بر معنای اصلی، در برخی از فرهنگهای لغت، برای خَطِیئَة معنای ثانویای چون اندک و کممقدار از هر چیز نیز ثبت شده است. این معنا هرچند کمتر شناخته شده، اما نشاندهندهٔ ظرافت و گسترهٔ معنایی در ساختار واژگان زبان عربی است که گاه یک واژه میتواند در بافتهای گوناگون، مفاهیم متفاوتی را بیان نماید.
خطیئه
لغت نامه دهخدا
( خطیئة ) خطیئة. [ خ َ ءَ ] ( ع اِ ) گناه یا گناهی که بقصد کنند. ( از منتهی الارب ). ذنب. زلت. ( یادداشت بخط مؤلف ). ج، خطیئات، خطایا. || اندک از هر چیزی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(خَ ئِ ) [ ع. خطیئة ] (اِ. ) گناه، خطا. ج. خطایا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گناه خطا. جمع: خطیئات خطایا.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی خَطِیئَةً: آلودگی گناه -حالتی است که بعد از ارتکاب کار زشت بدل انسان دست میدهد
ریشه کلمه:
خطء (۲۲ بار)
ویکی واژه
خطیئة
گناه، خطا.
خطایا.
جمله سازی با خطیئه
💡 زین بیش خطیئه پناه مباش مرغابی بحر گناه مباش
💡 پی کتاب ثواب و خطیئه این دو ملک عن الیمین و عن جانب الشمال قعید