لغت نامه دهخدا
خدارت. [ خ ِ رَ ]( ع اِ ص ) عصمت. پاکدامنی. پرده نشینی. پارسایی. ( ناظم الاطباء ) ( از غیاث اللغات ) || حیاء. شرمساری. ( از ناظم الاطباء ).
خدارة. [ خ ِ رَ ] ( ع اِمص ) پرده نشینی. ( آنندراج ). رجوع به خدارت در این لغت نامه شود.
خدارت. [ خ ِ رَ ]( ع اِ ص ) عصمت. پاکدامنی. پرده نشینی. پارسایی. ( ناظم الاطباء ) ( از غیاث اللغات ) || حیاء. شرمساری. ( از ناظم الاطباء ).
خدارة. [ خ ِ رَ ] ( ع اِمص ) پرده نشینی. ( آنندراج ). رجوع به خدارت در این لغت نامه شود.
(خِ رَ ) [ ع. خدر ] (اِمص. ) پرده نشینی (زن )، مخدره بودن.
( اسم ) پرده نشینی (زن ) مخدره بودن.
پرده نشینی (زن)
، مخدره بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرامت شعار و سعادت دثار طهارت جهان و خدارت نقاب
💡 دری برج خدارت در درج احتجاب شد دریغا در زمین پنهان ز جور آسمان