خاوندگار

لغت نامه دهخدا

خاوندگار. [ وَ دِ ] ( اِ مرکب ) مخفف خداوندگار است که صاحب و بزرگ باشد. ( از برهان قاطع ). || حکمران. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ):
این چنین سوزان و گرم آخر مکار
مشورت کن با یکی خاوندگار.مولانا ( از فرهنگ ضیاء ).|| لقب پادشاهان روم. ( انجمن آرای ناصری ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(وَ ) (اِمر. ) خداوندگار.

فرهنگ عمید

= خداوندگار

ویکی واژه

خداوندگار.

جمله سازی با خاوندگار

💡 نگویی کار دارم در پی کار چه باشی بسته تو خاوندگاری

💡 کابتدا یار و انتها یار است حکم خاوندگار در کار است

💡 یار از آغاز و یار در انجام حکم خاوندگار خیر ختام

💡 ابتدا هست یار و آخر یار حکم خاوندگار عزت دار

💡 اول از یار و آخر از یار است حکم خاوندگار ستوار است

💡 اولش هست یار و آخر یار حکم خاوندگار در هر کار

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز