حق تقدم
مترادفها
اولویت، مقدم بودن
فرهنگستان زبان و ادب
{priority service} [مهندسی مخابرات] خدماتی که برای ارجحیت دادن به همۀ ارتباطات خروجی مشترک یا بخشی از آن استفاده شود
دانشنامه آزاد فارسی
حق تقدّم
اصطلاحی در ورزش باستانی. مربوط به سلسله مراتب در نمایش های ورزشی است: در زورخانه ها موقع بلند کردن میل از روی زمین گود، حق تقدم در درجه اول با سادات و بعد با پیشکسوت ترین فرد است و به افراد مبتدی ختم می شود، در کباده کشیدن خلاف ترتیب فوق است. از مبتدی ها شروع می شود و افراد زیردست مؤظف هستند بعد از کباده زدن آن را به زمین نگذارند و همان طور که در دست دارند به افراد بالادست خود تحویل دهند. چرخ زدن نیز مانند کباده کشیدن از افراد مبتدی شروع و به اشخاص باسابقه ختم می شود. اگر ورزشکاری باسابقه و پیشکسوت با فروتنی از حق خود صرف نظر کند سایرین مانع عمل او می شوند و با خوش رویی او را از کار بازمی دارند تا در نوبت متناسب با سابقۀ خود به ورزش بپردازد.
ویکی واژه
precedenza
جمله سازی با حق تقدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرلی و بیات پس از سفر به روسیه و اتریش به مونیخ رفتند و از آنجا قاصدی به جمهوری ونیز فرستادند تا آن دولت را از آمدن خود مطلع سازند؛ اما ونیزیان که مشغول مذاکره با عثمانی بودند آنها را نپذیرفتند. شرلی و بیات سپس به رم رفتند ولی در آن شهر بر سر مسئله حق تقدم در دیدار با پاپ اختلاف یافتند.
💡 اما اگر در فضل و خرد از او فروتر باشم، حق تقدم و فضل وی را خواهم شناخت.
💡 طبق قوانین جدید راهنمایی و رانندگی، خودروهای امدادی که چراغهای خود را روشن کردهاند، همیشه دارای حق تقدم در تمامی تقاطعها و خیابانها هستند.
💡 در این قرارداد تجاری، شرکت اول به دلیل سرمایهگذاری اولیه، حق تقدم در تصمیمگیریهای استراتژیک و تقسیم سودهای سالانه را برای خود محفوظ داشته است.
💡 در صف انتظار برای دریافت خدمات دولتی، افرادی که کارتهای ویژه دارند، بر اساس قوانین مشخص، حق تقدم برای انجام سریعتر امور خود را دارند.