حال داشتن
«حال داشتن» اصطلاحی است در زبان فارسی که به معنای داشتن تمایل، رغبت یا آمادگی برای انجام کاری استفاده میشود. این عبارت معمولاً در گفتار محاورهای و ادبی برای توصیف وضعیت روحی، انگیزه یا احساس فرد به کار میرود. زمانی گفته میشود کسی «حال دارد»، منظور این است که او علاقه و انرژی کافی برای انجام فعالیت یا برخورداری از تجربهای خاص دارد. «حال داشتن» میتواند شامل تمایل به کار، شادی، حضور ذهن یا حتی آمادگی جسمی و روانی باشد. این عبارت در ادبیات فارسی، اشعار و متون عرفانی نیز کاربرد دارد و به نوعی هماهنگی روح و جان با لحظه حاضر را نشان میدهد. در معنای روانشناختی، حال داشتن به حالت مثبت و انگیزشی فرد اشاره دارد که او را برای اقدام یا تجربه جدید آماده میکند. بنابراین، «حال داشتن» تنها به توانایی جسمی محدود نمیشود بلکه جنبه روحی و احساسی فرد را نیز در بر میگیرد.
مترادفها
خوش بودن، شاد بودن، سرحال بودن، خوب بودن
متضادها
حال نداشتن، ناخوش بودن
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - ذوق داشتن. ۲ - حوصله داشتن. ۳ - خوب بودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ذوق داشتن. ۲ - حوصله داشتن. ۳ - حالت وجد و جذبه داشتن.
ویکی واژه
ذوق داشتن.
حوصله داشتن.
خوب بودن.
جمله سازی با حال داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از گذشتن از دوران سختی و رسیدن به آرامش روحی، بالاخره توانست دوباره با دوستان قدیمی خود به راحتی و با نشاط حال داشته باشد.
💡 در آن روزهای گرم تابستان که همه خسته بودند، او تنها کسی بود که با آن انرژی مثبت و لبخند همیشگیاش، واقعاً حال داشت.
💡 اگر میخواهی در طول روز تمرکز بالایی داشته باشی، حتماً باید خواب کافی داشته باشی و از نظر جسمی در وضعیت خوبی حال داشته باشی.