جیره خوار. [ رَ / رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) جیره خورنده. جیره خور. راتبه خور:
کنون از جیره خواران قدیمم
نمک پرورده ناز و نعیمم.تأثیر ( از آنندراج ).بر طبل آسمان زند از کهکشان دوان
در مطبخش زمانه به احضار جیره خوار.شفیع اثر ( از آنندراج ).
( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - کسی که جیره دریافت می کند. ۲ - مجازاً نوکر.
کسی که از دیگری جیره می گیرد.
( صفت ) آنکه از مخدوم خود جیره گیرد.
کسی که جیره دریافت میکند.
مجازاً نوکر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمله بر خوان تو مهمان تو اند جیره خوار خوان احسان تو اند
💡 منعم و مفلس گدای خوان اوست جیره خوار سفره ی احسان اوست
💡 جملگی امروز مهمان وی اند جیره خوار سفره ی خوان وی اند
💡 من یکی از جیره خواران توام یک طفیلی بر سر خوان توام
💡 مدح انگشت خویش خواهم گفت زانکه من جیره خوار ایشانم