جیره خوار

لغت نامه دهخدا

جیره خوار. [ رَ / رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) جیره خورنده. جیره خور. راتبه خور:
کنون از جیره خواران قدیمم
نمک پرورده ناز و نعیمم.تأثیر ( از آنندراج ).بر طبل آسمان زند از کهکشان دوان
در مطبخش زمانه به احضار جیره خوار.شفیع اثر ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - کسی که جیره دریافت می کند. ۲ - مجازاً نوکر.

فرهنگ عمید

کسی که از دیگری جیره می گیرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه از مخدوم خود جیره گیرد.

ویکی واژه

کسی که جیره دریافت می‌کند.
مجازاً نوکر.

جمله سازی با جیره خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمله بر خوان تو مهمان تو اند جیره خوار خوان احسان تو اند

💡 منعم و مفلس گدای خوان اوست جیره خوار سفره ی احسان اوست

💡 جملگی امروز مهمان وی اند جیره خوار سفره ی خوان وی اند

💡 من یکی از جیره خواران توام یک طفیلی بر سر خوان توام

💡 مدح انگشت خویش خواهم گفت زانکه من جیره خوار ایشانم

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز