لغت نامه دهخدا
جاثی. ( ع ص ) نعت فاعلی از جُثُوّ و جُثی. بر زانو ایستاده. بر زانو نشسته. ( منتهی الارب ). بزانو افتاده. ( مهذب الاسماء ). بر زانو افتاده. نشسته. قاعد. ج، جُثّی، جِثّی.
جاثی. ( ع ص ) نعت فاعلی از جُثُوّ و جُثی. بر زانو ایستاده. بر زانو نشسته. ( منتهی الارب ). بزانو افتاده. ( مهذب الاسماء ). بر زانو افتاده. نشسته. قاعد. ج، جُثّی، جِثّی.
=جاثی علی رکبتیه
بر زانو ایستاده
{Hercules, Her} [نجوم] پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky ) که به شکل مردی زانوزده تصور می شود
جاثی (Hercules)
(یا: زانوزده، راقص) در اخترشناسی، پنجمین صورت فلکی بزرگ در نیمکرۀ شمالی آسمان. این صورت فلکی، برخلاف اندازه اش، ستاره های چشمگیری را در خود جا نداده است. مهم ترین جزء آن بهترین نمونۀ خوشۀ کروی۱ ستاره ها در نیمکرۀ شمالی آسمان است که در فاصلۀ ۲۲,۵۰۰ سال نوری۲ از خورشید، و بین اِتاجاثی۳ و زتا جاثی۴ قرار دارد.
globular clusterlight yearEta HerculisZeta Herculis
پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky) که به شکل مردی زانوزده تصور میشود.
💡 آن کافران را همه گردن بسته و بزانوها در نشسته گرد دوزخ در نشانند، همه بهم آرند، و آن گه الاول فالاوّل بدوزخ میاندازند. «جِثِیًّا» ای جاثیة علی رکبهم. و قیل جماعات جماعات جمع جثوة.
💡 در تفسیر نیشابوری، پیرامن این آیه از سوره ی جاثیه: «و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا منه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون ».
💡 و از ابن عباس رضی اللّه عنه میآرند در تفسیر قول خدای،عزّ و جلّ: «أفَرَأیتَ مَنِ اتَّخَذَ إلهَهُ هَویهُ وَأضَلَّهُ اللّهَ (۲۳/الجاثیه)؛ ای إنَّ الْهَوی إلهٌ معبودٌ.»