لغت نامه دهخدا
توبتو. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) متوالی. پی درپی. || گوناگون. متنوع. ( فرهنگ فارسی معین ).
توبتو. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) متوالی. پی درپی. || گوناگون. متنوع. ( فرهنگ فارسی معین ).
(بِ ) (ق مر. ) ۱ - متوالی، پی درپی، ۲ - گوناگون، متنوع.
۱ - متوالی پی در پی. ۲ - گوناگون متنوع.
متوالی، پی درپی،
گوناگون، متنو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو سیر خورده همان به که کم زنم دم از ان که توبتو بودش گنده تر بسان پیاز
💡 رو صفای دل ز کمخواری بجو شد ز سیری رنگ دلها توبتو