تناشد

لغت نامه دهخدا

تناشد. [ ت َ ش ُ ] ( ع مص ) بهم شعر خواندن. ( زوزنی ). همدیگر شعر خواندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و قول الاعشی: و اذا تنوشد فی المهارق انشدا؛ ای اذا تناشده ُ العباد بمعنی تداعوه ُ و طلبوا منه بحق الکتب المنزلة اطلبهم و اجابهم. ( الاساس، از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ شُ ) [ ع. ] (مص ل. ) بر هم خواندن، با هم سرودن.

ویکی واژه

بر هم خواندن، با هم سرودن.

جمله سازی با تناشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و عن سماک بن حرب قال قلت لجابر بن سمرة أ کنت تجالس النبی (ص) قال نعم و کان اصحابه یجلسون فیتناشدون الشعر و یذکرون اشیاء من امر الجاهلیة فیضحکون و یتبسّم معهم اذا ضحکوا یعنی النبی (ص). و قال ذو النون فی قوله: أَضْحَکَ وَ أَبْکی‌ ای اضحک قلوب العارفین بشمس معرفته و ابکی قلوب العاصین بظلمة معصیته. و قال سهل اضحک المطیع بالرحمة و ابکی العاصی بالسخطة. و قیل اضحک المؤمن فی الآخرة و ابکاه فی الدنیا. و اضحک الکافر فی الدنیا و ابکاه فی الآخرة و قیل معناه خلق القوّتین اللتین منهما ینبعث الضحک و البکاء و الانسان لا یعلم ما تلک القوّة.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز