تقیل

لغت نامه دهخدا

تقیل. [ ت َ ق َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) نیمروزان خفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مانندگی کردن به کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). مانستن به کسی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): که نیکبخت و دولتیار آن تواند بود که تقیل و اقتداء به خردمندان و مقبلان واجب بیند. ( کلیله و دمنه ). و واجب شمردن اقتدا و تقیل این پادشاه بنده پرور... در جهانداری به مکارم خاندان مبارک بوده است. ( کلیله و دمنه ). || فراهم آمدن آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فراهم آمدن آب و در اللسان جمع شدن آب در جای پست. ( از اقرب الموارد ). || شراب خوردن وقت قیلوله. ( تاج المصادر بیهقی ). در نیمروز شراب خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در نیمروز ناقه را دوشیدن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ قَ یُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - پیروی کردن. ۲ - همانند شدن. ۳ - در نیمه روز خوابیدن.

فرهنگ عمید

۱. نیمه روز خوابیدن.
۲. پیروی کردن و مانندگی کردن، به پیروی کسی عملی کردن.

جمله سازی با تقیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طایفه‌ای از بازرگانان او را بشناختند. حال بزرگی خاندان و بسطت ملک اسلاف او باز گفتند. اعیان شهر را حضور او موافق نمود و گفتند: شایسته امارت این خطه اوست، چه ذات شریف و عرق کریم دارد، و بی‌شک در ابواب عدل و عاطفت اقتدا و تقیل به سلف خویش فرماید، و رسوم ستوده و آثار پسندیده ایشان تازه و زنده گرداند. در حال بیعت کردند و ملکی بدین سان آسان به‌دست او افتاد، و توکل وی ثمرتی بدین بزرگی حاصل آورد.

💡 ثمّ اخبر عن حالهم فقال: فَإِنْ یَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْویً لَهُمْ یعنی: ان یصبروا او یجزعوا فالنار مسکن لهم. و قیل: ان یصبروا علی آلهتهم لقوله: أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلی‌ آلِهَتِکُمْ. وَ إِنْ یَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِینَ یعنی: و ان یستقیلوا فما هن من المقالین.

💡 و قال حسن البصری: اظعنوا الی الشام و نحن بالاثر و قال قتادة کان هذا اوّل الحشر و الحشر الثانی اذا کان آخر الزمان جاءت نار من قبل المشرق فحشرت الناس الی ارض الشام تبیت معهم حیث باتوا و تقیل معهم حیث قالوا و تأکل منهم من تخلّف و بها تقوم علیهم القیامة.

💡 و اقتدا و تقیل این پادشاه بنده پرور-که همیشه پادشاه و بنده پرور باد- در جهانداری بمکارم خاندان مبارک بوده است، و معالی خصال ملوک اسلاف را انارالله براهینهم قبله عزایم میمون دانستست.

💡 چون او بازگشت استقیلا چو گرد بیامد که با شاه جوید نبرد

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز