تعمیر اساسی
مترادفها
بازسازی، نوسازی، مرمت
متضادها
تخریب
فرهنگستان زبان و ادب
{major repair} [حمل ونقل هوایی] تعمیری که اگر به درستی انجام نشود در وزن و تعادل و استحکام سازه ای و کارایی و راه اندازی موتور و خصوصیات پروازی یا کیفیت های صلاحیت پرواز هواگَرد تأثیر میگذارد
ویکی واژه
تعمیری که اگر بهدرستی انجام نشود در وزن و تعادل و استحکام سازهای و کارایی و راهاندازی موتور و خصوصیات پروازی یا کیفیتهای صلاحیت پرواز هواگَرد تأثیر میگذارد.
جمله سازی با تعمیر اساسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنای نخستین این آرامگاه را محمد پسر زید داعی علوی در نیمه دوم قرن سوم هجری قمری برابر با با قرن نهم میلادی تعمیر اساسی کرد. در گاه اصلی ورودی آن که در شمال آرامگاه قرار دارد به فرمان پادشاهان خاندان آل بویه و سپس با تلاش مجدالملک قمی ساخته شد.
💡 ساختمانهای قدیمی در مرکز شهر به دلیل فرسودگی ساختاری، نیاز مبرمی به عملیات تعمیر اساسی و بازسازی دقیق جهت جلوگیری از ریزش و خطرات احتمالی دارند.
💡 شرکت مهندسی پس از بررسیهای دقیق، تصمیم گرفت که برای افزایش کارایی دستگاههای تولیدی، عملیات تعمیر اساسی را در فصل کمترین میزان تولید سالانه انجام دهد.
💡 برای حفظ میراث فرهنگی، برخی از بناهای تاریخی نیاز به تعمیر اساسی با استفاده از مواد اولیه مشابه با دوران ساخت اصلی خود دارند تا اصالتشان حفظ شود.