تخلیه مسافر

مترادف‌ها

تخلیه، خروج مسافر

متضادها

بارگیری

ویکی واژه

پیاده کردن مسافران از هواگَرد.

جمله سازی با تخلیه مسافر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عملیات تخلیه مسافران و خدمه از کشتی آغاز شد.

💡 گزارش‌های متعددی در مورد اقدامات اسمیت در حین غرق شدن کشتی وجود دارد. برخی می‌گویند که او تمام تلاش خود را برای جلوگیری از وحشت مسافران انجام می‌داد و تمام تلاش خود را برای کمک به تخلیه مسافران از کشتی بود.

💡 پس از بروز نقص فنی در موتور هواپیما، خلبان تصمیم گرفت برای حفظ ایمنی بیشتر، در نزدیک‌ترین فرودگاه عملیات فوری تخلیه مسافر را آغاز کند.

💡 در جریان حادثه برخورد کشتی با صخره‌های زیر آب، نیروهای امدادی با سرعت بسیار بالا شروع به انجام عملیات تخلیه مسافر از عرشه کشتی کردند.

💡 پروتکل‌های امنیتی جدید تعیین کرده‌اند که در صورت وقوع آتش‌سوزی در کابین، فرآیند تخلیه مسافر باید در کمتر از سه دقیقه به طور کامل انجام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران