تحصین

لغت نامه دهخدا

تحصین. [ ت َ ] ( ع مص ) استوار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). استوار گردانیدن. ( ناظم الاطباء ). مستحکم کردن. ( فرهنگ نظام ). || در حصن کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نهفته گردانیدن شوهر، زن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گرداگرد شهر را برآوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باره برآوردن گرد شهر. ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). باره ساختن برای شهر. ( فرهنگ نظام ). || نجابت اسب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - استوار کردن، محکم گردانیدن. ۲ - گرداگرد شهر یا قلعه را حصار کردن.

فرهنگ عمید

۱. دیوار برآوردن گرداگرد شهر یا قلعه و آن را استوار کردن.
۲. مکانی را استوار ساختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- استوار کردن محکم گردانیدن. ۲- در حصن کردن.۳- باره بر آوردن گرد شهر. جمع: تحصینات.

ویکی واژه

استوار کردن، محکم گردانیدن.
گرداگرد شهر یا قلعه را حصار کردن.

جمله سازی با تحصین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کتاب تحصین و صفات العارفین: ابن مسعود گفت، رسول خدا که بروی و تبارش درود بادا فرمود: زمانی رسد که دین آدمی را در اختیارش ننهند مگر آن که چون روباه و بچگانش از کوهی به دیگر کوه و از لانه ای به دیگر لانه بگریزد.

💡 حصن ولایت تو فرو بارد بر آسمان ترفع و تحصین را

💡 «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ» المراد باللبوس هاهنا الدرع، لانّها تلبس، و هو فی اللغة اسم لکلّ ما یلبس و یستعمل فی الاسلحة کلّها درعا کان او سیفا او رمحا، و هو بمعنی الملبوس، کالحلوب بمعنی المحلوب و الرکوب بمعنی المرکوب. قال قتادة: اوّل من صنع الدّرع داود و انّها کانت من قبل صفائح فهو اوّل من سردها و حلّقها فجمعت الخفّة و التحصین.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز