تجانب

لغت نامه دهخدا

تجانب. [ ت َ ن ُ ] ( ع مص ) دور شدن از کسی. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تجنب. ( زوزنی ). دور شدن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ):بعد از الحاح و تجانب، اوکتای نیز امتثال فرمان پدرو اشارت برادران و عمال را التزام واجب شمرد. ( جهانگشای جوینی ). || جنب شدن. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ معین

(تَ نُ ) [ ع. ] (مص ل. ) دوری جستن، دور شدن.

فرهنگ عمید

دور شدن.

فرهنگ فارسی

دور شدن از کسی ٠ دور شدن

ویکی واژه

دوری جستن، دور شدن.

جمله سازی با تجانب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تجانب خلی والوداد ملازمی و فارق الفی والخیال مواظبی

💡 کم اتقی هیف القدود تجانبا فیغرنی کحل العیون غرورا

💡 یا طیف ان غدر الحبیب تجانبا بینی و بینک موعد لن یخلفا

💡 نفرت تجانبا فاصفر وردی فعودی ربما یخضر عودی

💡 العقل مساح الزمان و اهله فتجانبوا من عاقل مساح

خویشاوندی یعنی چه؟
خویشاوندی یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز