تبصیر

مترادف‌ها

بصیرت، آگاهی، بینش، روشنگری

متضادها

جهل، گمراهی

لغت نامه دهخدا

تبصیر. [ ت َ ] ( ع مص ) تبصرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بینا کردن. ( زوزنی ) ( ترجمان علامه جرجانی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ).بینا گردانیدن. ( آنندراج ). || شناسا کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شناسانیدن. ( آنندراج ). || تعریف و ایضاح کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || روشن گردانیدن. ( آنندراج ). || بریدن گوشت از هر بند و جدا کردن آن. || بریدن. || بریدن سر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بخون اندودن. ( تاج المصادر بیهقی ). || عبرت کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ). || به بصره شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || چشم واگشادن سگ بچه. ( تاج المصادر بیهقی ).چشم باز کردن سگ بچه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) بینا کردن، شناسا گردانیدن.

فرهنگ عمید

بینا کردن.

ویکی واژه

بینا کردن، شناسا گردانیدن.

جمله سازی با تبصیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابوالولید ابن فَرَضی، ابوعمر طَلْمَنَکی، قاسم بن اصبغ بیانی که نزد او حدیث خواند، ابوعمر ابن مکوی، سعید بن نصر، احمد بن فتح تاجر، احمد بن قاسم تاهرتی بزاز که کتابهای محمد بن جریر طبری را به نامهای صریح السنة، التبصیر و فضائل الجهاد، نزد او خواند، قاضی ابن صفار و ابن جسور که ذیل المذیل را نزد او خواند

💡 فرانتس وپکه به دلیل برداشتن «اولین گام‌ها در جهت معرفی نمادهای جبری» وی را یکی از تأثیرگذارترین افراد در خلق نمادهای جبری می‌داند. اثر مهم او التبصیر فی علم الحساب یا «روشن ساختن علم حساب» است.

💡 پس از سال‌ها مطالعه و تأمل، او سرانجام به نوعی تبصیر درونی رسید که توانست دیدگاهش را نسبت به مشکلات زندگی کاملاً تغییر دهد.

💡 سخنرانی‌های عرفانی معمولاً با هدف ایجاد تبصیر در قلب شنوندگان برگزار می‌شوند تا آن‌ها به حقایق پنهان وجود و معنای زندگی پی ببرند.

💡 برخورداری از تبصیر و بصیرت در تصمیم‌گیری‌های حساس، یکی از ویژگی‌های بارز رهبران بزرگ در تاریخ بشر و مدیریت‌های استراتژیک است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران