بی‌سروصدا

مترادف‌ها

آرام، ساکت، بی‌صدا

متضادها

پرسرصدا، پرهیاهو

فرهنگ عمید

ساکت، آرام، بی هیاهو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آرام ساکت. ۲ - بدون هیاهو.

جمله سازی با بی‌سروصدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به خوب، بد، زشت، سرت را بدزد، احمق!، مظنون، آرنا، کالیگولا، قاتل ۷۷؛ مرده یا زنده، آنا، آن لذت خاص، چه بر سر سولانژ آوردی؟، میلان می‌لرزد: پلیس به‌دنبال عدالت، اقدام بی‌سروصدا، مانایا و کالبدگشایی اشاره کرد.

💡 صبا به حضرت زهرا بگو که نعش فتاده بی‌سروصدا پاره دربیابانست

💡 اگرچه این برنامه، رسماً تعلیق شد اما نرم‌افزارهای داده‌کاوی آن بعداً در سازمان‌های دولتی دیگر بکار رفت و تنها، ظاهر آن تغییر کرد. توسعه معماری هسته برنامه آگاهی کامل از اطلاعات، با نام رمز «بسکتبال» ادامه یافت. بر پایه نوشته سال ۲۰۱۲ (میلادی) نیویورک تایمز، میراث برنامه آگاهی کامل از اطلاعات، بی‌سروصدا در آژانس امنیت ملی گسترش یافت.

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در قاتلان ویژه، تن‌کامه، اقدام بی‌سروصدا، هفت دریا به کاله، داستان یوسف و برادرانش، زن، سکس و سوپرمن، سرتاسر طنز و مسالینا اشاره کرد.

💡 دانشجو تمام شب را در کتابخانه نشست و با دقت و بی‌سروصدا به مطالعه کتاب‌های مرجع پرداخت تا بتواند برای امتحان نهایی خود کاملاً آماده شود.

💡 کارگران ساختمانی در ساعات پایانی شب، خیلی بی‌سروصدا و با احتیاط تجهیزات سنگین را جابه‌جا می‌کردند تا مزاحمتی برای همسایه‌های محله ایجاد نکنند.

💡 او سعی کرد خیلی بی‌سروصدا از اتاق خارج شود تا بیدار نشدن نوزاد کوچک خانواده باعث ناراحتی و پریشانی دیگران در آن ساعت حساس نگردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران