لغت نامه دهخدا
بیدارباش. ( اِ مرکب ) نام آهنگی از موسیقی. رجوع به آهنگ شود.
بیدارباش. ( اِ مرکب ) نام آهنگی از موسیقی. رجوع به آهنگ شود.
شیپوری که صبحگاه برای بیدار کردن سربازان می نوازند.
شیپوری که جهت بیدار کردن سربازان و پیشاهنگان هر صیحگاه نوازند.
نام آهنگی از موسیقی
[مهندسی مخابرات] ← خدمات بیدارباش
💡 یلان سینه بهرام را بانگ کرد که بیدارباش ای سوار نبرد
💡 گروه «مراقبت از کاله» از بریتانیا درخواست کرد که راه قانونی برای رسیدن پناهندگان ایجاد کند؛ و گفت: «از دست دادن زندگی، باید برای صاحبان قدرت در فرانسه و بریتانیا زنگ بیدارباش بهشمار آید».
💡 یک امشب در این قلعه هشیار باش ز خوردن بپرهیز و بیدارباش
💡 تو بیدارباش و جهاندار باش خردمند و راد و بی آزار باش