بی ناموسی

لغت نامه دهخدا

بی ناموسی. ( حامص مرکب ) بی عفافی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بی ناموس شود.

فرهنگ معین

(حامص. ) ۱ - انجام کار خلاف و یا نامشروع که باعث بدنامی و بی آبرویی می شود. ۲ - بی ناموس بودن.

فرهنگ فارسی

بی عفافی.

ویکی واژه

انجام کار خلاف و یا نامشروع که باعث بدنامی و بی آبرویی می‌شود.
بی ناموس بودن.

جمله سازی با بی ناموسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرده ی ناموس تو برداشتند تخم بی ناموسی آنجا کاشتند