به‌زه

لغت نامه دهخدا

بهزه. [ ] ( اِخ ) شهرکی است سردسیر بر حد میان پارس و بیابان با نعمت بسیار. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

شهرکیست سردسیر بر حد میان پارس و بیابان با نعمت بسیار.

فرهنگستان زبان و ادب

{braced} [ورزش] ویژگی کمانی که آن را زه کرده اند و آمادۀ تیراندازی است

ویکی واژه

ویژگی کمانی که آن را زه کرده‌اند و آمادۀ تیراندازی است.

جمله سازی با به‌زه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌زهد خشک اگر کس بلند رتبه شدی به بام چرخ بدی جای بلعم با عور

💡 دیرباز، آن کوشش و رنج نژاد پارسی گشت‌ضایع چون به‌زهدان در، تبه گشته جنین

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز