بهینه کردن

مترادف‌ها

کارآمد کردن، اصلاح کردن

متضادها

ناکارآمد کردن، هدر دادن

ویکی واژه

بهین + ـیدن
بهینیدن [بِهینیدَنْ]
اثرگذارتر کردن چیزی با حذف اجزا یا فرآیندهای اضافی: مفسر پایتون با درونیدن (Interning) عددهای صحیح بین [-۵, ۲۵۶] اجرای برنامه را می‌بهیند.

جمله سازی با بهینه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوارزمی با تصحیح ترجمه گروه ابراهیم فزاری از کتاب سدهانت هندی و سپس نوشتن کتاب حساب الهند در سال ۸۲۵ میلادی در واقع اولین دانشمند اسلامی بود که مستقلاً کتابی دربارهٔ حساب و سیستم اعداد نوشت و همراه الکندی و تنی دیگر از دانشمندان نقش مهمی در بهینه کردن اعداد هندی و حساب هندی و رساندن آن به تمدن اسلامی و اروپا بازی کرد.

💡 شرکت‌های بزرگ فناوری همواره در تلاش هستند تا با به‌روزرسانی نرم‌افزارهای خود، سرعت و کارایی سیستم‌های کامپیوتری را به حداکثر برسانند و بهینه کردن کنند.

💡 مدیران تولید برای کاهش هزینه‌های اضافی، برنامه‌های جدیدی را برای بهینه کردن فرآیند استفاده از مواد اولیه در کارخانه طراحی و اجرا کرده‌اند.

💡 هدف اصلی از طراحی این الگوریتم جدید، بهینه کردن مصرف انرژی در دستگاه‌های هوشمند خانگی برای افزایش طول عمر باتری آن‌ها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران