بغاوت

لغت نامه دهخدا

بغاوت. [ ب َ وَ ] ( ع اِ مص ). بغاوة. طغیان و سرکشی. ( ناظم الاطباء ). نافرمانی. ( آنندراج ). و رجوع به بغاوة شود.
- بغاوت کردن؛ حمله کردن و یورش آوردن. ( ناظم الاطباء ).
|| آزردن و جفاکردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بُ وَ ) [ ع. ] (اِمص. ) سرکشی، یاغی گری.

فرهنگ فارسی

( اسم ) طغیان سرکشی.

ویکی واژه

سرکشی، یاغی گ

جمله سازی با بغاوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بهار ۱۷۵۰ (میلادی) «عباس قلی بیات» در نیشابور بغاوت نمود. احمدشاه به نیشابور سفر کرد و عباس قلی بیات در برخورد با اردوی افغانی شکست خورده اسیر شد. احمدشاه او را مورد عفو قرار داد و به حیث حاکم نیشابور مقرر نمود. زمانی که احمدشاه به هرات رسید، مطلع شد که امیرعلم خان خزیمه به مشهد حمله کرده و شاهرخ‌میرزا نابینا نوادهٔ نادرشاه افشار را خلع نموده‌است؛ بنابراین احمدشاه به مشهد برگشت، میرعلم را شکست داد و امنیت شهر هرات را تأمین کرد.

💡 سپاه تازه برانگیزم از ولایت عشق که در حرم خطری از بغاوت خرد است

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز