بزنگاه یک واژه فارسی است که به معنای نقطه حساس یا موقعیت بحرانی به کار میرود. این واژه به وضعیتی اشاره دارد که در آن تصمیمگیری یا عمل خاصی میتواند تأثیر زیادی بر نتیجه یک وضعیت یا رویداد داشته باشد. در برخی موارد، بزنگاه به شرایطی اشاره دارد که در آن خطرات یا چالشهای خاصی وجود دارد و نیاز به توجه و اقدام فوری دارد.
به عنوان مثال، در یک داستان، ممکن است شخصیت اصلی در یک بزنگاه قرار گیرد که باید بین دو گزینه مهم یکی را انتخاب کند، و این انتخاب میتواند سرنوشت او را تغییر دهد.
بزنگاه. [ ب ِ زَ ] ( اِ مرکب ) ( از: ب + زن + گاه ) جای مخوف و محل دزدان و رهزنان. ( آنندراج ). جائی که خوف رهزنان داشته باشد. ( از مصطلحات از غیاث اللغات ). جای قطع طریق. ( فرهنگ فارسی معین ). جای سرقت. جای قطاع طریق در راه ها. گزک. ( یادداشت بخط دهخدا )
(بِ زَ ) (اِمر. ) ۱ - جای راهزنی. ۲ - کنایه از: موقعیت حساس.
۱. جای زدن.
۲. [عامیانه] موقعیت حساس یا مناسب: سر بزنگاه پیدایش شد.
۳. [مجاز] آن قسمت از نظم یا نثر که شاعر و نویسنده مطلب و مقصود خود را در آنجا بیان کند.
جای زدن، جای دزدان وراهزنان، کنایه ازنظم یانثر
۱- جای زدن ۲- جای قطع طریق. ۳- موقع باریک و حساس. ۴- دبر. یا سر بزنگاه. آنجا که مچ طرف را بگیرند نقط. ضعف.
{point of attack} [هنرهای نمایشی] لحظۀ آغاز کنش اصلی در نمایش یا داستان
جای راهزنی.
کنایه از: موقعیت حساس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آندوسیدس بر این اساس دستگیر و به زندان انداخته شد، اما پس از مدتی با تعهدی مبنی بر این که اعتراف میکند و نام عاملان واقعی جنایت را لو خواهد داد، آزادی خود را به دست آورد. به پیشنهاد شارمیدس یا تیمائوس، او سپس چهار نفر را نام برد که همگی به قتل رسیدند. همچنین گفته میشود که او پدر خود را به اتهام بیحرمتی به اسرار محکوم کرد، اما او را دوباره در بزنگاه خطر نجات داد و البته پدرش شدیداً اتهام را رد کرد.
💡 دومین بزنگاه بزرگ زندگی زرتشت، دیدارش با ویشتاسپ است. در دربار ویشتاسپ، کرپان، کَیَگها و جادوگران به پادشاه گفتند که او را به زنجیر کشد و گرسنگی و تشنگی بدهد، اما ویشتاسپ نپذیرفت. سپس زرتشت اسب پادشاه را بهطور معجزهواری درمان کرد و پس از این، او دین را پذیرفت. برخلاف دیگر بخشهای نوشتار پهلوی که «با استناد به دین» نقل شدهاند، این قسمت با استناد به «گویشِ زرتشت» بازگویی شدهاست.