بدقیافه
مترادفها
زشت، بدشکل، ناخوشایند
متضادها
زیبا، خوشقیافه، زیبارو
فرهنگ عمید
۱. بدشکل.
۲. بدهیکل، بداندام.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه دارای قیافه ای زشت باشد بد صورت بد گل کریه المنظر.
جمله سازی با بدقیافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون آن زنگیان بدقیافه که در مکرند از شیطان اضافه
💡 صبا، آن بیشعور بدقیافه نماید... جمهوری کلافه
💡 او هرگز اجازه نمیداد که کسی به ظاهر بدقیافه او توهین کند، زیرا معتقد بود که زیبایی واقعی در روح و شخصیت انسان نهفته است.
💡 در برخی از فیلمهای کلاسیک، شخصیتهای بدقیافه معمولاً نقشهای بسیار مهم و تاثیرگذاری را ایفا میکردند که لزوماً با ظاهرشان ارتباطی نداشت.
💡 با وجود اینکه او ممکن است در نگاه اول فردی بدقیافه به نظر برسد، اما در واقعیت بسیار مهربان و باسلیقه است.