لغت نامه دهخدا
( بدآزمون ) بدآزمون. [ ب َ / ب َ زِ ] ( ص مرکب ) چیزی که آزمایش آن نتیجه بدی می دهد:
انده ارچه بدآزمون تیریست
صبر تن دار نیک خفتانیست.مسعودسعد.و رجوع به آزمون شود.
( بدآزمون ) بدآزمون. [ ب َ / ب َ زِ ] ( ص مرکب ) چیزی که آزمایش آن نتیجه بدی می دهد:
انده ارچه بدآزمون تیریست
صبر تن دار نیک خفتانیست.مسعودسعد.و رجوع به آزمون شود.
( بدآزمون ) ( ~. زِ ) (ص. ) بدسابقه، نابکار.
بدسابقه، نابکار.
💡 انده ار چه بدآزمون تیریست صبر تن دار نیک خفتانیست