فرهنگ معین
( ~. اَ تَ )(مص ل. ) ۱ - بداندیشی کردن، بنای بدی کردن. ۲ - آزار رساندن.
( ~. اَ تَ )(مص ل. ) ۱ - بداندیشی کردن، بنای بدی کردن. ۲ - آزار رساندن.
بداندیشی کردن، بنای بدی کردن.
آزار رساندن.
💡 چو عاجز شدند اندر آن تاختن وزان جوز بر گنبد انداختن
💡 دلش را بپیچید آهرمنا بد انداختن کرد با بیژنا
💡 یکی چاره باید کنون ساختن دلش را به راه بد انداختن