فرهنگستان زبان و ادب
{identity crisis} [روان شناسی] وضعیتی توأم با تردید نسبت به خود و پرس وجوی فعالانه دربارۀ تعریف خود، که نوعاً در نوجوانی پیدا می شود
{identity crisis} [روان شناسی] وضعیتی توأم با تردید نسبت به خود و پرس وجوی فعالانه دربارۀ تعریف خود، که نوعاً در نوجوانی پیدا می شود
وضعیتی توأم با تردید نسبت به خود و پرسوجوی فعالانه دربارۀ تعریف خود، که نوعاً در نوجوانی پیدا میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. غزالی در این سال دچار بحران هویت عمیقی شده و تردیدهای معرفتشناختی تمام باورهای او را به لرزه انداخته بود.