باران گیر
بارانگیر واژهای مرکب در زبان فارسی است که به سازهای سرپوشیده اشاره دارد. این سازه با هدف اصلی فراهم آوردن پناهگاهی در برابر ریزش باران طراحی و ساخته میشود. مفهوم بارانگیر در لغتنامههایی چون آنندراج و دِمزن به عنوان سایبانی تعریف شده که مانع رسیدن قطرات باران به افراد یا اشیاء زیر آن میگردد. این واژه، در بطن خود، کارکرد حفاظتی و تمایز میان فضای باز و فضای امن را تداعی میکند.
کاربردها و مثالهای تاریخی
در معماری سنتی و نوین، اشکال مختلفی از بارانگیر را میتوان مشاهده کرد. یکی از این اشکال، "ساباط" است که در متن "ناظم الاطباء" به آن اشاره شده؛ ساباط به راهرو یا سایبان سرپوشیدهای اطلاق میشود که معمولاً در جلوی بناهای عمارتدار ساخته میشد تا ضمن محافظت از ورودی ساختمان در برابر عوامل جوی، فضایی برای استراحت کوتاه یا انتظار نیز فراهم آورد. این سازهها نه تنها جنبه عملکردی داشتهاند، بلکه در زیباییشناسی و الگوی شهرسازی نیز نقش ایفا کردهاند و به ایجاد فضاهای شهری دلپذیرتر کمک نمودهاند.
مفاهیم مرتبط و بسط معنایی
با ارجاع به بارانگریز در برخی منابع، میتوان این مفهوم را بسط داد. بارانگریز نیز به سازهها یا عناصری اطلاق میشود که هدفشان دور کردن یا دفع اثرات باران است، چه از طریق هدایت آبهای سطحی و چه با ایجاد مانع. درک این واژگان و مفاهیم مرتبط، به ویژه در متون کهن و معماری سنتی، به ما در فهم بهتر چگونگی تعامل انسان با محیط زیست و تلاش او برای ایجاد آسایش و ایمنی در برابر طبیعت کمک میکند. این سازهها، نمادی از هوشمندی و خلاقیت انسان در مواجهه با چالشهای اقلیمی به شمار میروند.
مترادفها
آبگیر
لغت نامه دهخدا
باران گیر. ( اِ مرکب ) بمعنی سایبانی که برای پناه بردن از باران سازند. ( آنندراج ) ( دِمزن ). ساباط جلو عمارت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به باران گریز شود.
فرهنگ عمید
سایه بان و هرچه مانع ریختن باران بر سر مردم باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سایبانی که برای پناه بردن از باران سازند ساباط جلو عمارت.
فرهنگستان زبان و ادب
{poncho} [علوم نظامی] نوعی بارانی بدون آستین و ضدآب و یکپارچه با شکافی در وسط برای عبور سر
ویکی واژه
هر چیزی که برای جلوگیری از ریزش باران به بخش زیرینش استفاده شود.
سرپناه
جمله سازی با باران گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برقآسا روی و سینهخروشان چون رعد ابر چشمم سرِ رَهْ بر تو چو باران گیرد