باخدی

ویکی واژه

به معنی نگاه کردن، نظر انداختن به کسی یا چیزی در گویش بهاری؛ که با اصطلاحات جغرافیایی بلخ، باختر و باکتریا مترادف انگاشته شده. چرا «باخدی» کلیدواژه اوستا شده؟ پاسخ این معما را از نگاه مردم هزاره اول و پیش از آن باید یافت.[۱]
↑ بشر آن دوران زمین را تخت تصور می‌نمود، و همیشه آرزوی رسیدن به محل طلوع و غروب خورشید را در خیال خود داشت، بدین منوال تصور اینکه پشت قلل اورست محل برآمدن خورشید باشد یکی از گزینه‌ها بود، لذا چون دسترسی بدانجا امکان نداشت، وقتی خوشید از پشت کوههای اورست قد برمی‌افراشت در نظر مردم باستان، خورشید به نظاره زمین می‌نشست یا باخدی، یعنی نگاه می‌کرد.

جمله سازی با باخدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز ملینی باخدیجه زابتداش کلمینی یا حمیرا ز انتهاش

💡 بیزده باخدیق ایت ایله قورد آراسیندا اویون اولدوق ایت ایله قول- بویون اولدوق

💡 ایندیده وار چرشابلاری آلباخدی اوشاقلارون قیش پاچاسی چیلپاخدی

💡 منه ده باخدین او شهلا گؤزوله، من قارا گون، جورئتیم اولمادی بیر کلمه تمنّایه‌ گلیم.

💡 باخدیم کی شمع سؤیله دی: ای عشقه مدعی ! عاشق هاچان اولوب یئته اؤز مدعا سینه ؟

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز