باحال

فرهنگ معین

[ فا - ع. ] (ص مر. ) شوخ و سرزنده، دل چسب، شاداب.

ویکی واژه

(گفتگو): خوشایند، دلپذیر، جالب توجه.
دارای شخصیت محبوب، دوست داشتنی و معمولا شوخ‌طبع، سرزنده، دلچسب، شاداب، و با نشاط.
با معرفت، با مرام.

جمله سازی با باحال

💡 وقتی معلم مدرسه اش امینم خواننده رپ آمریکایی را به او معرفی کرد، او به شعر علاقه مند شد و اشعاری را که احساس می‌کرد اصطلاحا "باحال" است را چاپ می‌کرد و آن‌ها را با دوستانش به اشتراک می‌گذاشت.

💡 همه روزه باحال افسرده گان چمیدی سوی تربت مرده گان