اِکلیلی در علم زیستشناسی به مجموعهای از ساختارهای بدن اشاره دارد که مانند یک تاج، یک عضو را احاطه میکنند. یکی از این ساختارها، رگهای اکلیلی هستند که از آئورت منشأ میگیرند و خون را به ماهیچههای قلب میرسانند. تنگ شدن این رگها میتواند منجر به بروز بیماریهایی شود که از علل رایج مرگ و میر در افراد به شمار میروند. این عارضه به دلیل اهمیت تأمین خون برای عملکرد صحیح قلب، نیازمند توجه و مدیریت پزشکی دقیق است. به طور کلی، سلامت رگهای اکلیلی نقش بسزایی در حفظ کارایی قلب و پیشگیری از مشکلات جدی قلبی دارد.
اکلیلی
لغت نامه دهخدا
اکلیلی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به تاج. || گلی که به سر می ریزند. ( ناظم الاطباء ). || به اکلیل رنگ شده. || نام قرحه ای در چشم. ( یادداشت مؤلف ). || درزیست در میان استخوانهای سر بر پیش سر بر آن موضعکه کناره کلاه بر وی نشیند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
- عظم اکلیلی، عظم جبهه؛ استخوانیست فرد قریب به هلالی متساوی القسمة واقع درفوق صورت و قدام جمجمه و آنرا سه سطح و سه کنار است: 1 - سطح قدامی. 2 - سطح خلفی یا مخی. 3 - سطح تحتانی. ( از تشریح میرزاعلی صص 46 - 48 ). و رجوع به همان صفحات شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به تاج یا گلی که به سر می ریزند.