( اوعیة ) اوعیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ وِعاء و وُعاء. ( ترجمان القرآن ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( دهار ). ظروف و آوندها. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ): و حروفش در اوعیه و ظروف تصحیح قرار گرفته. ( تاریخ بیهق ). رجوع به وعاء شود.
(اَ یا اُ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ وعاء. ۱ - ظرف ها. ۲ - مجاری ترشحی بدن.
= وعا
ظرفها، جمع وعائ
( اسم ) جمع وعائ ۱ - ظرفها. ۲ - مجاری ترشحی بدن. یا اوعی. شیر. مجاری شیری
جِ وعاء.
ظرفها.
مجاری ترشحی بدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از جمله بزرگان دین گفته که: این زر و سیم و انواع اموال نه عین دنیاست که این ظروف و اوعیه دنیاست. همچنین حرکات و سکنات و طاعات بنده نه عین دین است که آن ظروف و اوعیه دین است. دین جمله سوز و درد است و دنیا جمله حسرت و باد سرد است. قارون آن همه زر و سیم و انواع اموال که داشت، مکروه نبود باز چون ازو حقوق حقّ تعالی طلب کردند امتناع نمود، حقوق حقّ بنگذارد آن کشش دل او بجانب زر و سیم و اموال دنیا مکروه بود. ای بسا کسا که دانگی در خواب ندید و فردا فرعون اهل دنیا خواهد بود که دل او آلوده حرص دنیاست.
💡 شد گونه گونه تاک رز، چون پیرهان رنگرز اکنونت باید خز و بز گردآوری و اوعیه