لغت نامه دهخدا
انهاب. [ اِ ] ( ع مص ) بغارت بدادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). بغارت دادن مال را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
انهاب. [ اِ ] ( ع مص ) بغارت بدادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). بغارت دادن مال را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) به غارت دادن، به تاراج دادن.
به غارت دادن، به تاراج دادن.
💡 کاعضای وجودم همه در هم بشکست مغزم به میان استخوانهابگداخت