انباردار

لغت نامه دهخدا

انباردار. [ اَم ْ ] ( نف مرکب ) انباربان. انباری. ( زمخشری ). کسی که انبار ذخیره بآن سپرده است. ( ناظم الاطباء ). محافظ انبار. نگهبان محل کالا و ارزاق. ( فرهنگ فارسی معین ). حسابدار انبار. حافظ انبار. آنکه حساب محتوی انبار با اوست. ( یادداشت مؤلف ). || محتکر. ( دهار ). حَکِر. ( یادداشت مؤلف ):
کسی کو بمیرد ز نایافت نان
ز خرد و بزرگ و ز پیر و جوان
بریزم ز تن خون انباردار
که او کار ایزد گرفتست خوار.فردوسی. || ذخیره حبوبات. ( آنندراج ):
اعتباری نیستم پیش بت انباردار
صدهزار انبار غم دارم من بی اعتبار.سیفی ( از آنندراج ).|| ( اصطلاح تصوف ) جویای حقیقت و سالک طالب که دلش مخزن اسرار است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

کسی که انبار به او سپرده شده و حساب کالاهایی که در انبار است در دست اوست.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- محافظ انبار نگهبان محل کالا و ارزاق. ۲ - جویای حقیقت و سالک طالب که دلش مخزن اسرار است.

فرهنگستان زبان و ادب

{warehouse keeper, warehouseman} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] شخصی که مسئول نگهداری از انبار است

جمله سازی با انباردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لجستیک به کلیه فعالیت‌های هماهنگی گفته می‌شود که برای بررسی، تحقیق، مطالعه و برآوردن نیازها و احتیاجات اولیه در زمینه وسایل و تجهیزات، ماشین‌ها و ابزارآلات، تأسیسات و قطعات از هر نوع و کلیه امور مربوط به تهیه، تولید، بیمه، نگهداری، انبارداری، توزیع، حمل و نقل، تنظیم و تهیه روش انجام کار، طراحی سیستم و دستورالعمل و نظارت بر موارد فوق انجام می‌گیرند.

💡 لجستیک شامل یکپارچه‌سازی اطلاعات، حمل و نقل، موجودی کالا، انبارداری، جابه‌جایی کالا و بسته‌بندی و در مواردی شامل امنیت نیز می‌شود. لجستیک قسمتی از زنجیره تأمین است که ارزش زمان و مکان را به آن می‌افزاید.

💡 آمد و پرسید از آن انباردار بوق تو جفتی به چند ای یار غار

💡 خبر زحالت انباردار خود داری که او چه بر سر بیچاره خلق می آرد

💡 در سال ۱۳۸۹ دانشگاه علمی کاربردی شهید دستواره دوره‌های کاردانی لجستیک و انبارداری و سال ۱۳۹۳ کارشناسی لجستیک را برگزار کرده‌است. این مقاطع تحصیلی همچنان در حال برگزاری است.