لغت نامه دهخدا
اقلاق. [ اِ ] ( ع مص ) بی آرام ساختن و جنبانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بی آرام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || اندوهگن کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اقلاق. [ اِ ] ( ع مص ) بی آرام ساختن و جنبانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بی آرام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || اندوهگن کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - بی آرام کردن، آرام بودن. ۲ - جنبانیدن.
بی آرام کردن، آرام بودن.
جنبانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لوبیای مخصوص باقلاقاتق نیز منبع پروتئین گیاهی خوبی است که همراه با تخم مرغ، باعث افزایش کیفیت پروتئین غذا در حد پروتئین گوشت میشود. این غذا را هم میتوان با پلو و هم با نان میل کرد. انرژی این غذا در کل، ۲۷۲۸ کالری است که اگر توسط ۵ نفر میل شود سهم هر فرد از انرژی ۵۴۵/۵ کالری خواهد بود.