اقصاء

لغت نامه دهخدا

اقصاء. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاصی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قاصی شود. || ج ِ قصی. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به قصی شود. || ج ِ قَصی ̍. کناره ها و دوریها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به قصی شود.
اقصاء. [ اِ ] ( ع مص ) دور گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دور کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || برگزیدن. || ذخیره داشتن شتر قصیه را. || نگاه داشتن اطراف لشکر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || بپایان چیزی رسیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) دور کردن، راندن.

ویکی واژه

دور کردن، راندن.

جمله سازی با اقصاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال ابو عبید الافّ و التّفّ وسخ الاصابع اذا فتلته. و قیل الافّ وسخ الظّفر و التّفّ الشّی‌ء الحقیر نحو الشّظیة یؤخذ من الارض، «وَ لا تَنْهَرْهُما» ای لا تکلّمهما ضجرا صائحا فی وجوههما: یقال نهرته انهره نهرا و انتهرته انتهارا بمعنی واحد و هو زجر مع صیاح. و قیل هو اقصاء و طرد، من قوله: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ».