خضره یک شهرداری در کشور الجزایر و در ناحیه عشعاشه استان مستغانم است که مساحتی حدود ۸۰ کیلومتر مربع دارد و جمعیتی بالغ بر ۱۴ هزار نفر در آن زندگی میکنند. این منطقه در شمال آفریقا واقع شده و دارای مختصات جغرافیایی تقریبی ۳۶٫۲۵ درجه شمالی و ۰٫۵۸۳۳ درجه شرقی است و در منطقه زمانی یوتیسی +۱ قرار دارد. خضره به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در نواحی هموار و مستعد سکونت، محلی برای فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی ساکنان منطقه به شمار میرود. این شهرداری از نظر جمعیتی و مساحتی متوسط بوده و با توجه به ساختار شهری، امکانات پایهای برای زندگی شهری در آن فراهم است. آب و هوای خضره متأثر از شرایط مدیترانهای شمال الجزایر است و طبیعت اطراف آن شامل مناطق سبز و کشاورزی میباشد. خضره در فرهنگ محلی و اداری الجزایر به عنوان یکی از واحدهای شهرداری اهمیت دارد و نقش آن در تقسیمات کشوری و ارائه خدمات عمومی مشخص است. این منطقه، علاوه بر کارکرد مسکونی، ممکن است محلی برای گردشگری و بازدید از فرهنگ و زندگی محلی الجزایر نیز باشد.
خضره
لغت نامه دهخدا
خضره. [ خ َ ض ِ رَ ] ( ع اِ ) واحد خضر، یعنی یک تره سبز. || یک درخت که در آخر گرما سبز شود و بار آورد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خضره. [ خ َ ض ِ رَ ] ( اِخ ) علم است خیبررا: گذشت آن حضرت ( ص ) بزمینی که آنرا عثره یا عفره یا عذره گفتندی پس نامید آنرا خضره. ( منتهی الارب ).
خضره.[ خ َ ض ِ رَ ] ( اِخ ) نام زمین متعلق به محارب در نجدو گویند: از اعمال مدینه است. ( از معجم البلدان ).
خضره. [ خ ِ رَ ] ( اِخ ) نام یکی از صحابیان است که در خدمت پیغمبر احترام بسیار داشت. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از صحابیان است که در خدمت پیغمبر احترام بسیار داشت.
دانشنامه عمومی
خضره ( به عربی: خضرة ) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه عشعاشه واقع شده است. خضره ۸۰ کیلومتر مربع مساحت و ۱۴٬۰۴۵ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با خضره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟ ای خضره ره سوختگان، آب کجاست؟
💡 شاه ازین مقدمات موافق و کلمات رایق به قرار باز آمد و اضطراب او تسکین یافت و فرمود که:الماضی لا یذکر باید که از عهده این وعده بیرون آیی و اقاویل انصاف از اباطیل خلاف صیانت کنی چه بزرگان گفته اند: خلاف الوعد کشجره الخلاف له رواء«و» خضره و طراوه و نضرع و ماله زهر و لا ثمر.